نمونه سوال جامعه شناسی (2) قسمت دوم
سوالات دروس
درس اول
1-مفهوم جهانی اجتماعی را با ذکر مثال بیان کنید.
به کلیه ی پدیده هایی که در زندگی اجتماعی انسان ها اثر می گذارد
2-چگونه می توان پدیده های جهان طبیعی و فراطبیعی را جزء جهان اجتماعی به کار برد؟
پدیده ها تا زمانی که در زندگی اجتماعی انسان ها اثر داشته باشند ، و موجب ارتباط انسان ها شوند جزء جهان اجتماعی محسوب می شوند.مانند: جنگل ها ، بیابان ، فلزات (طبیعی) ایمان ، آخرت ، روح ، افسانه (فراطبیعی)
3-پدیده های زلزله ، خشکسالی و آب و هوا چگونه درون جهان اجتماعی قرار می گیرند؟
از جهتی که موجب برقراری ارتباط انسان ها و تغییر شیوه ی زندگی مردم می شود ، درون جهان اجتماعی می باشد.
4-جهان اجتماعی چگونه بسط می یابد؟
انسان ها از طریق تجسم ذهنی و تحت تاثیر قرار گرفتن پدیده ها جهان اجتماعی خود را گسترش می دهند مثلا تا زمانی که انسان پدیده ی الکتریسیته را نمی شناخت جزء جهان اجتماعی او نبود.
5-چرا شناخت خداوند و فرشتگان جزء جهان اجتماعی محسوب می شود؟
چون ارزش ها و آرمان های جهان اجتماعی انسان ها را تغییر می دهد.
6- قنات با آب و هوای ایران چه ارتباطی دارد و دارای چه ابعاد اجتماعی می باشد ؟ باتوجه به نیمه بیابانی بودن ایران وکمبود آب ، ایرانیان قنات را ابداع کردندکه درزندگی اجتماعی وروابط مردم تاثیرگذاربوده است .قنات درایران موجب شکل گیری شبکه ای ازروابط اجتماعی وفرهنگ سخت کوشی ، تعاونی وهمیاری شده است.
7- چگونه پدیده های گذشتگان و آیندگان درون جهان اجتماعی قرار می گیرند؟ چرا؟ عبرت گرفتن از سرنوشت دیگران درزندگی اجتماعی ما تاثیر دارد .( گذشتگان ) تلاش می کنیم مایه ی عبرت دیگران نشویم ( پس با آیندگان ارتباط وتاثیر متقابل اجتماعی داریم .)
8-- معیار ( قائده ) شناسایی پدیده های درون هان اجتماعی چیست ؟ ارتباط با زندگی اجتماعی انسان به بیان دیگر هر چیزی که با زندگی اجتماعی انسان ارتباط داشته باشد درون هان اجتماعی قرار میگیرد .
9- شناخت خداوند و اعتقاد به هان ماوراء طبیعی چگونه در کنشهای اجتماعی انسانها تاثیر میگذارد ؟ شناخت خداوند فرشتگان و جهان ماوراء طبیعی آرمان ها و زندگی اجتماعی آدمیان را تغییر می دهد و کنشهای اجتماعی آنان را دگرگون می سازد
سوالات درس دوم
1-ساختار جهان اجتماعی چیست؟
به چگونگی ارتباط بین پدیده های اجتماعی ساختار اجتماعی می گویند.
2-جهان اجتماعی چیست؟
به کل پدیده هایی که در زندگی اجتماعی انسان ها تاثیر می گذارد ، جهان اجتماعی می گویند.
3-نظام اجتماعی چیست؟
به نمود عینی پدیده های اجتماعی از نظر ساختار و اجزا نظام اجتماعی گفته می شود.
(به جمع اجزاء وپدیده های اجتماعی و نحوه ی روابط بین این اجزاء نظام اجتماعی گفته می شود . )
مثال: معلم ، دانش آموز ، مشاور و... عناصر اچتماعی هستند( پدیده های اجتماعی ) که این عناصر با یکدیگر رابطه برقرار می کنند و به این رابطه ساختار اجتماعی می گویند. وقتی این عناصر از طریق برنامه و مقررات شکل مدرسه به خود می گیرند ، نظام اجتماعی مدرسه به وجود می آید.
4-جهان اجتماعی چه تفاوت هایی با نظام اجتماعی دارند؟
1-جهان اجتماعی بزرگ تر است 2- مفهوم جهان اجتماعی بیشتر ذهنی است ولی مفهوم نظام اجتماعی عینی تر است. 3-جهان اجتماعی نظام کل است و نظام اجتماعی خرده نظام کل است 4-جهان اجتماعی به جمع پدیده ها اشاره می کند اما نظام اجتماعی به جمع پدیده ها و روابط آن ها اشاره می کند.
5-خرده نظام چیست؟به اجزای نظام اجتماعی کل که باارتباط بین آن ها نظام هایی به وجود می آید ، خرده نظام گویند.
6-نظام اجتماعی کل چیست؟
هرگاه نظام اجتماعی با اجزای درون آن (خرده نظام ها) در نظر گرفته می شود ، نظام ، نظام کل است مثل : یک شهر نظام اجتماعی کل است که هر کدام از بخش های اقتصادی ، سیاسی ، اجتماعی ، آموزشی و خانواده جزء خرده نظام آن می شوند.
7-نهاد اجتماعی چیست؟
به خرده نظام هایی که نقش تعیین کننده ای در نظام اجتماعی کل دارند و نیازهای اساسی جامعه را برطرف می کنند ، نهاد اجتماعی می گویند مانند: سیاست ، اقتصاد ، آموزش و خانواده
8- آیا نهاد های اجتماعی هم دارای ساختار هستند ؟ بله هر یک از نهادهای اجتماعی دارای یک ساختار درونی هستند
سوالات درس سوم
1-جامعه و فرهنگ را تعریف کنید.
فرهنگ به شیوه ی عملی و نحوه ی عملکرد هر جامعه و نهاد فرهنگی گویند. جامعه به گروهی از انسان ها اطلاق می شود که در طی سالیان متمادی با یکدیگر زندگی می کنند.
2-ویژگی های فر هنگ را بنویسید.
1-فرهنگ آگاهی بر شناخت مشترک است. 2-فرهنگ آموختنی و آموزش پذیر است. 3- فرهنگ قابل انتقال است. 4-هر جامعه ای دارای فرهنگ است. 5-فرهنگ قابلیت تغییر دارد.
3-رابطه ی فرهنگ و جامعه را توضیح دهید.
فرهنگ و جامعه جدای از یکدیگر نمی توانند باشند. جامعه ی بدون فرهنگ وجود ندارد و فرهنگ نیز بدون جامعه پدید نمی آید.جامعه و فرهنگ را به جسم و جان یک موجود زنده می توان تشبیه کرد. جامعه در حکم جسم و کالبد و فرهنگ در حکم جان و روح است.
4-فرهنگ عمومی و خرده فرهنگ را تعریف کنید.
بخش مشترک فرهنگ که در جامعه غالب است را فرهنگ عمومی و بخشی از فرهنگ مخصوص یک گروه ، قوم یا طبقه است. مثلاٌ در ایران ، فرهنگ اسلامی ، ایرانی فرهنگ عمومی و فرهنگ قوم های ترک و لر و پلوچ و یا فرهنگ مشاغل مختلف مانند جامعه ی مهندسان خرده فرهنگ است.
5-در چه صورتی خرده فرهنگ به ضدفرهنگ تبدیل می شود؟
در صورتی که ارزش ها ، عقاید ، و هنجارهای خرده فرهنگ مخالف با فرهنگ عمومی باشد مانند گروه بزهکاران و سارقانی که نظم جامعه را زیر پا می گذارند. (در صورتی که خرده فرهنگ به لایه های اصلی وعمیق یک فرهنگ حمله کند به ضدفرهنگ تبدیل می شود.)
6-منظور از نهادهای فرهنگی چیست؟
نهادهایی که به تولید فرهنگ می پردازند ، فرهنگ را در جامعه استمرار می دهند و آن را در جامعه عمق می بخشند مانند: خانواده ، مساجد ، آموزش و پرورش ، دانشگاه ها و رسانه ها.
7-هر نهاد اجتماعی چه رابطه ای با فرهنگ دارد؟
هر نهاد اجتماعی علاوه بر آن که تابع فرهنگ عمومی جامه است ، دارای خرده فرهنگ خاص خود می باشد. مثلاٌ نهاد اقتصادی دارای عقاید و ارزش ها ، هنجارها (ضرب المثل ها) خاص خود می باشد.
8-با ذکر مثال تاثیر فرهنگ در نهادهای اجتماعی را توضیح دهید.
مثلاٌ در فرهنگ اسلامی ایران ، نهاد اقتصادی فعالیت های اقتصادی و ثروت اندوزی را در مسیر ارزش های الهی قرار می دهد ، بنابراین ربا حرام است یا در فرهنگ دنیوی سرمایه داری فرهنگ غرب، چون اررزش جامعه لذت گرایی و کسب سود بیشتر است ربا حرام نیست.
9-در نظام سرمایه داری ارزش های نهاد اقتصادی با ارزش های نهاد اقتصادی نظام اسلامی چه تفاوت هایی دارد؟
در نظا سرمایه داری افزایش ثروت و انباشت سرمایه هدف اصلی است ولی در نهادهی اقتصادی اسلامی عدالت و قسط ارزش های اصلی است.
10-چرا خانواده یک نهاد فرهنگی است؟
چون به تولید ، استمرار و عمق فرهنگ کمک می کند.
11- نمونه هایی از مصادق فرهنگ را ذکر کنید؟ نوع پوشش افراد ،گویشها ، آداب و رسوم عروسی و عزا داری، آداب معاشرت ، باورها و ارزشهای اخلاقی ، شیوه گذراندن اوقات فراغت ، نگرش به عالم و آدم و...
12- آیا جامعه بدون فرهنگ می تواند وجود داشته باشد ؟ چرا؟ خیر فرهنگ و جامعه دا از یکدیگر نمی توانند باشد جامعه و فرهنگ را به جسم و جان یک جامعه می توان تشبیه کرد .جامعه در حکم جسم و کالبد و فرهنگ در حکم جان و روح است .
13- دلیل تفاوت جوامع و شیوه های زندگی آنها چیست؟ دلیل تفاوت آنها دراین است که فرهنگ غریزی نیست بلکه اکتسابی و آموختنی است . و از راه آموزش و تربیت از نسلی به نسل دیگر منتقل می شود .
14- چرا خانواده یک نهاد فرهنگی محسوب می شود ؟ از آنجا که بخش قابل توجهی از فرهنگ عمومی در خانواده و فرزندان منتقل می شوند خانواده را می توان یک نهاد فرهنگی دانست .
15- ارزشهای اصلی ، نهاد های اقتصادی در نظام سرمایه داری چیست ؟ در نظام سرمایه داری افزایش ثروت از ارزشهای اصلی نهادهای اقتصادی است و ربا ازقواعد و هنجارهای پذیرفته شده آن است .
سوالات درس چهارم
1-فرهنگ واقعی و فرهنگ آرمانی را تعریف کنید.
بخشی از فرهنگ که مردم به آن عمل نی کنند فرهنگ واقعی جامعه است.بخشی از فرهنگ که مردم از آن جانبداری می کنند و رعایت آن را لازم می دانند اما به آن عمل نمی کنند فرهنگ آرمانی است.
2-ملاک های تشخیص فرهنگ حق از باطل چیست؟
1-قابل دفاع باشد 2-مطابق فطرت و وحی باشد.3-از عقلانیت برخوردار باشد.
3-در فرهنگ اسلامی مهم ترین ارزش های اجتماعی کدامند؟
1-عمل به حق 2-پرهیز از باطل
4-چگونه بخشی از فرهنگ آرمانی خارج از فرهنگ واقعی قرار می گیرد و بخش های داخل یک فرهنگ آرمانی کدامند؟با مثال تفسیر کنید.
یخش هایی از فرهنگ آرمانی توسط مردم رعایت می شود و به آن عمل می کنند که داخل فرهنگ واقعی است مثلاٌ خون ریزی نکردن و به ناحق خون نریختن که هم در فرهنگ واقعی و هم در فرهنگ آرمانی (یا احترام به والدین و...) اما بخش هایی از فرهنگ آرمانی است و در عمل رعایت نمی شود یعنی خارج از فرهنگ واقعی است مثلاً غیبت نکردن و صرفه جویی و دروغ نگفتن که به صورت فرهنگ آرمانی است ولی در عمل بعضی از مردم آن ها را رعایت نمی کنند.
5-دو ابزار مهم برای شناخت عقاید در ارزش ها چیست؟
1-عقل 2-وحی
6-حقیقت را با واقعیت مقایسه کنید.
1-حقیقت خارج از وجود انسان است ولی واقعیت درون تصور انسان است. 2-حقیقت پدیده ای ثابت است و تحت تأثیر قرار نمی گیرد ولی واقعیت پدیده ای است که روی داده و تحت تاثیر قرار می گیرد.
7-در چه صورتی جوامع فرهنگ حق را از دست داده و به سوی باطل گام برمی دارند؟
اگر جوامع به حقیقت ایمان نیاورند و بر اساس آن عمل نکنند یا اگر ایمان خود به حقیقت و کنش هایی که براساس آن سازمان داده اند تغییر دهند فرهنگ حق را از دست داده و به سوی باطل گام برمی دارد.
8-تعدادی از ارزش های فرهنگ باطل را نام ببرید.
قدرت طلبی ، شرک ، نژادپرستی ، ثروت اندوزی ، انکار مبدأ الهی ، شقاوت ، تجاوز به حقوق دیگران ، دنیا پرستی ، ظلم ، بی عدالتی
9-تعدادی از اررزش های فرهنگ حق را نام ببرید.
دفاع از عدالت-حمایت از مظلومان-توحید- ربوبیت خدای سبحان نسبت به همه ی مخلوقات - آزادی انسان ها و موانع سعادت.
10-مدیران و برنامه ریزان فرهنگی جامعه از چه طریقی فرهنگ آرمانی را به عرصه ی فرهنگ واقعی وارد می کنند؟
از طریق تحقق شرایط امر به معروف و نهی از منکر - استفاده بیشتر از افراد متخصص در عرصه ی رسانه ها - به مقتضیات زمان و مکان و نحوه ی ورود عناصر فرهگی به جامعه توجه کنند - کمک به جامعه پذیری افراد جامعه
11- کدام بخش از فرهنگ حق وکدام بخش باطل است؟ بخش هایی ازفرهنگ که از نظر علمی قابل دفاع نباشد وبراساس خرافات شکل گرفته باشد باطل وبخش هایی که از نظر علمی صحیح ومطابق فطرت انسان باشد حق است.
12- نقش مدیران وبرنامه ریزان فرهنگی درجامعه چیست؟ تلاش می کنند از طریق نهادهای فرهنگی، تعلیم وتربیت لازم رابرای ورود فرهنگ آرمانی به عرصه فرهنگ واقعی فراهم آورند.
13- چراماناچار به پذیرش حکمت الهی ووحی درتشخیص حق وباطل هستیم ؟ چون عقلانیت ابزاری نسبی ومحدوداست.
14- کدام جوامع نمی توانند ازحق یا باطل بودن عقاید وارزش ها سخن بگویند؟ چرا؟
جوامعی که علم را محدود به دانش تجربی وآزمون پذیری می دانند وعقل ووحی رابه عنوان دو وسیله ی معرفت علمی معتبر نمی دانند وارزش ها وعقاید اجتماعی راصرفا پدیده های تاریخی می دانند که ملاکی برای داوری نسبت به درست وغلط بودن آنها نداریم .
15- چندنمونه ازعناصر فرهنگ حق که دراغلب جوامع حضورداردرانام ببرید :
وفای به عهد، راستگویی، پرستش خدا، عدالت خواهی، گذشت ، رعایت پوشش، دفاع از مظلوم ، احترام به همنوع، کمک به هم نوع ،
16- چه تفاوتی بین فرهنگ آرمانی وفرهنگ حق وجود دارد ؟
حق یا باطلل بودن فرهنگ ( عقاید، ارزش ها ، هنجارها، کنش ها) براساس آگاهی یا جهل، علاقه یا بی توجهی مردم جوامع مختلف نسبت به آنها تعیین نمی شود.ولی فرهنگ آرمانی با اعتباردادن وتوجه مردم شکل می گیرد .
17- دیدگاه فارابی درخصوص مدینه فاضله چیست؟ جامعه ای که از فرهنگ حق برخوردار باشد مدینه ی فاضله است .
18- دیدگاه فارابی نسبت به رابطه جامعه وفرهنگ حق چیست ؟ جامعه ای که از فرهنگ حق برخوردارباشد مدینه ی فاضله وجامعه ای که از فرهنگ حق محروم ودارای عقاید باطل باشد جامعه ی جاهله وفاسقه می نامد .
19- عناصری از فرهنگ باطل که درفرهنگ آرمانی وواقعی ما وجوددارد را بنویسید:
قبیله گرایی ، تجمل گرایی ، پارتی بازی ، قدرت طلبی ، مال اندوزی ، خودخواهی ، برتری طلبی ، خودمحوری
20- آیا حقیقت با عدم تایید مردم درجامعه باطل می شود ؟ خیر اگر حقیقت به واقعیت درنیاید نشان دهنده ی باطل بودن آن نیست.
21- درچه صورتی حقیقت به حوزه فرهنگ واقعی راه پیدا می کند؟ درصورتی که جوامع عقاید وارزش های حقیقی را به عرصه فرهنگ آرمانی درآورند وسپس به انها شکل هنجاروکنش دهند( حقیقت را به ارزش وعمل درآورند.) حقیقت به حوزه ی فرهنگ واقعی راه پیدا می کند .
22- چرا حقیقت درقلمرو واقعیت ثابت نیست ؟ چون ممکن است حقیقت به صورت عقاید آرمانی وهنجارهای عملی ( فرهنگ واقعی ) درنیامده باشد .جامعه ممکن است از حقیقت انحراف داشته باشد وبه سوی باطل برود.
23- حق و باطل بودن هریک از بخشهای فرهنگ چگونه شناسایی می شود؟ حق و باطل بودن هر یک از بخشهای فرهنگ با علم متناسب با همان بخش شناخته می شود .
24- آیا علوم اجتماعی می تواند در باره حق و باطل بودن فرهنگ ها ی مختلف داوری کند؟ علوم اجتماعی اگر علم را به معنای تجربی آن محدود نکنند می تواند درباره حق و باطل بودن فرهنگهای مختلف داوری کنند .
درس پنجم)
1-هویت چیست؟
به مجموعه ویژگی ها و خصوصیات هر فرد هویت او گفته می شود.
2-افراد در موقعیت های مختلف خود را چگونه معرفی می کنند؟
باهوش ؛ زرنگ ، تنبل ، بی نظم ، فهمیده ، بی مبالات ، کارمند ، سریع ، پزشک ، معلم و...
3-انواع ویژگی های هویت را نام ببرید.
اکتسابی ، انتسابی ، ثابت ، متغیر ، فردی ، اجتماعی
4-هر یک از ویژگی های هویتی ، انتسابی ، اکتسابی ، فردی ، اجتماعی ،ثابت و متغیر را با ذکر مثال توضیح دهید.
ویژگی هایی که در ایجاد ان موثر نبوده ایم پس از آن هم نمی توانیم در آن موثر باشیم ، ویژگی های انتسابی اند مانند پسر بودن ، دختر بودن ، پسردایی ، دخترعمه ، متولد تهران ، سفید پوست ، سایه پوست ، زشت بودن ، زیبا بودن ، آفریقایی تبار ، چینی تبار ایرانی ، برره ای ، نوحوان ، کودک
ویژگی هایی که در ایجاد آن ها موثر هستیم ویژگی های اکتسابی اند ، مانند: پدر ، مادر خوش اخلاق ، مهندس معلم ، کشاورز ، بخشنده ، خون گرم ، تنبل ، سر به هوا ، امین ، فهمیده ، وراح ، بی نظم ، وقت شناس
ویژگی هایی که شخصی و متلق به یک فرد است، ویژگی های فردی هستند.مانند: مرد ، زن ، پسر ، بچه ، قدبلند ، تپل ، کله پوک ، پزشک ، قصاب ، راست گو ، چلمنگ ، باشخصیت ، شیرفرهاد
ویژگی هایی که بدون حضور در اجتماع به دست نمی آید ، ویژگی های اجتماعی اند مانند: ایرانی ، روستایی ، شهری ، رئیس جمهور ، فوتبالیست.
ویژگی هایی که قابل تغییر نیستند را ویژگی های ثابت گویند مانند: پسر ، دختر ، زن ، مرد ، ایرانی الاصل ، آمریکایی تبار ، متولد تیرماه ، سیاه پوست
ویژگی هایی که قابلیت تغییر در موقعیت های مختلف را دارند ویژگی های متغیر هستند مانند: دانشجو ، دانش آموز ، زرنگ ، کشاورز ، معلم ، مهربان ، نماینده مجلس ، رئیس جمهور ، تاجر ، معلم
5-نسبت هویت فرهنگی و هویت اجتماعی را تحلیل کنید.
هر فردی با زندگی اجتماعی به تدریج نسبت به توانایی های خود شناخت و هویت پیدا می کند اگر اجتماع نبود افراد نمی توانستند هویت خود را شناسایی کنند.برخی ابعاد هویت ما در جامعه به وجود می آید مانند ایرانی بودن ، مهربان بودن ، متمدن بودن.
6-خودتان را از ابعاد مختلف هویتی معرفی کنید.
پسر ، 16 ساله ، شهرضایی زرنگ ، چاق ، قد متوسط ، درس خوان ، شوخ، خوش اخلاق با مرام ، ایرانی ، نوجوان ، مسلمان،شهری ، روستایی بودن،
7-در چه صورتی هویتی استمرار نخواهد داشت؟
در صورتی که همه ی ابعاد هویت انسان تغییر پیدا کند.
8-آیا هویت افراد ابعاد تقریباٌ ثابتی دارد؟
هر رد با آن که در طول زندگی خود تحولات و تغییرات بسیاری را پشت سر می گذارد می داند همان شخصی است که همه ی آن تغییرات را پذیرفته است مثلاٌ با وجودی که دوران کودکی و نوجوانی را پشت سر گذاشته ایم می دانیم همان فردی هستیم که الان 40 ساله شده ایم.
9-چرا هویت همواره ابعاد ثابتی دارد؟
چون با وود تغییرات و تحولات زندگی ویژگی های ثابت ما تغییر نمی کنند.مثلاٌ مرد بودن ، پسر حاج حسین بودن ، ایرانی بودن ، متولد 1347 بودن.
10-بخش آگاه (آشکار) و ناآگاه (پنهان) هویت را با ذکر مثال توضیح دهید.
بخشی از هویت ویژگی های ما که آ ها را می شناسیم یا دیگران به آن پی می برند. مثلاٌ می دانیم که دروس حفظ کردنی قوی تر از دروس محاسباتی و حل کردنی هستیم.
بخشی از هویت و ویژگی هایمان که از آن ها بی اطلاع هستیم هویت پنهان و ناشناخته ماست.مثلاٌ تا امروز نمی دانستم که سریع ترین دونده ی کلاسم ولی با شرکت در مسابقه ی جمعی به این نکته پی بردم .شاید اگر در مسابقه شرکت نمی کردم هرگز به این موضوع پی نمی بردم.
11-ما درباره ی ویژگی هایمان که از وجودشان آگاه (واقف) نیستیم چگونه عمل می کنیم؟
تامل می کنیم (فکر می کنیم) و گاهی از دیگران برای شناخت بهتر از خودمان کمک می گیریم و درباره ی نقاط قوت و ضعفمان آگاه می شویم.مثلاٌ نزد مشاوره ، روان کاو ، جامعه شناس ، پزشک ، روان شناس می رویم.
12-جامعه شناسان و انسان شناسان درباره ی کدام ابعاد انسان بحث می کنند؟
درباره ی ابعاد اجتماعی و فرهنگی هویت انسان ها.
13-وجود نظریات مختلف درباره هویت افراد نشان گر چیست؟
در شناخت هویتی خود و دیگران دچار خطا و اشتباه شده ایم.
14-پیامبران و اولیای الهی درباره ی کدام ابعاد هویتی انسان ها سخن گفته اند؟
ابعاد الهی ، فردی و اجتماعی انسان ها و غفلت و فراموشی از هویت حقیقی انسان ها
15-مطالبی بیان کنید که نشان دهنده ی نظریات پیامبران الهی ، فیلسوفان ، روان شناسان ، انسان شناسان و جامعه شناسان درباره ی غفلت و فراموشی انسان ها از هویت واقعی شان باشد.
نظر جامعه شناسان: غفلت از هویت ملی می تواند باعث تزلزل نظام اجتماعی شود.
نظر انسان شناسان : هویت فرهنگی کلید فهم نظام اجتماعی است و غفلت از هویت فرهنگی تهدیدی جدی برای جامعه است.
نظر پیامبران: مردم خوابند وقتی می میرند بیدار می شوند (حضرت محمد صل الله علیه و آله)
حضرت امام حسین-علیه السلام- در دعای عرفه : کسی که تو را یافت چه چیزی را گم کرد و کسی که تو را گم کرد چه چیزی را یافت.
انسان ظرفیت زیادی دارد و انسان می تواند خلیفه ی الهی در زمین باشد.
نظر روان شناسان : فراموشی توانایی ها و شناخت انسان ها را کاهش می دهد و موجب بیگانگی از خود می شود.
نظر فیلسوفان : فراموشی و یکنواختی موجب بیگانگی از خود و بیگانگی از جامعه می شود به نحوی که فرد هویت جمعی و جایگاه اجتماعی خود را گم می کند.
16-در مراسم خواستگاری خانواده ی دختر و پسر در پی شناخت چی مواردی هستند؟
شناخت شغل - موقعیت خانوادگی ، ویژگی های ظاهری و اخلاقی ،رفتاری ،انسانی یکدیگرهستند.
17- آیا ما نسبت به هویت خود آگاهی داریم ؟ یا نسبت به آن ناآگاه هستیم . بخشی از هویت آگاهانه است یعنی ما آن را می شناسیم و یا دیگران آن را برای ما بازگو می کنند و بخش دیگری برای ما پنهان است و آن را نمی شناسیم .
برگرفته ازسایت پروانه (ممکن است بعضی از متن ها غلط املایی داشته باشد)